شیرین کاری های وانیا خانمی.....

عزیز دل مامان حسابی شیطون و تو دل برو شدی ..دستهاتو به هم حلقه میکنی و کلی باهاش سرگرم میشی با دوتا دستهات کف دو تا پاهاتو میگیری و با خودت صحبت میکنی..شبها رو مثل یه فرشته ناز میخوابی و عاشق اینی که باهات حرف بزنیم آواز بخونیم و برقصیم...هنوز هم یک روز در میون حمام میری و تو حمام خیلی خیلی آرومی فکر کنم میترسی بیفتی وانیا به من اعتماد کن دختر جونم...هفته ای 2 یا 3 بار ناخن هات رو کوتاه میکنم..با جغجغه و عروسکت کلی بازی میکنی تازگی جیغ میکشی و وقتی بابا قلقلکت میده از خنده ریسه میری...وقتی بلند میخندی دلم میخواد بخورمت ![]()
آها یادم افتاد خدا نکنه دستمال کاغذی نزدیکت باشه با تمرکز زیاد ریز ریزش میکنی..و روزنامه رو هم مچال و پاره میکنی..دیگه بیرون میریم خیلی عصبانی نمیشی که این خیلی خوبه..و تا بیدار میشی همش لبخند میزنی..این ماه چهارم خیلی خوب بود شبها با هم تو رختخواب کلی بازی میکنیم و هی با پتو قایم موشک بازی میکنیم.عاشق دکمه های کیبورد و تلفن و ...هستی و چند تا هم اس ام اس خالی با گوشی من فرستادی تا حالا..
وانیای قشنگ خونه ما ..من و بابا کلی با بودنت کنارمون خوشبختیم و هیچ حسی بهتر از این نیست که صبح که چشمهامو باز میکنم یه فرشته ناز کنارم میبینم..
دختر نازم خیلی وقته که اسم خودتی میدونی و هر بار صدات میکنیم برمیگردی و خیلی ناز میخندی..
وقتی میگیم وانیاااااااااااااااااااااا کجایییییی فکر میکنی میخوایم باهات پتو بازی کنیم
اها یادم افتاد دیروز گذاشتمت رو میز و باهات بازی میکردم که یهو گلدون رو هل دادی و پرت کردی زمین...
عشقم وقتی قلقلکت میدیم با صدای بلند از خنده ریسه میری....
همیشه بخند دلیل خوشبختی ما...


شیرین کاری های وانیا خانمی.....
