وانیا در شهر کتاب
کوچولوی مامان بابا
پنجشنبه 21 شهریور که فندق جون خونه ما 8 روزه بودی چون مامان باید بخیه هاش رو میکشید با مامان جون پروین و خاله شیوا و خاله بیتا اول رفتیم شهر کتاب مرکزی که وقتی تو توی دل من بودی هم من وبابایی زیاد میرفتیم..تا برای خانم دکتر یه هدیه بگیریم که موندگار باشه و همه با هم رفتیم اونجا کتاب رو خریدیم و بابا که رفت حساب کنه دیدیم همه پرسنل اونجا دور فرشته کوچولوی ما جمع شدند و مدیر شهر کتاب یه هدیه خیلی خوشگال به تو داد و گهت وانیا کوچکترین عضو خانواده شهر کتابه...............
الهی دور این کوچولوی ناز و مهربون بگردم


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


وانیا در شهر کتاب
